آتش

از آسمان خراشهای نیویورک تا ساختمان فرو ریخته پلاسکو در گوشم صدای مهیبی می پیچد و نگاه صامت پرومته بر من دوخته می شود. …

آوار

کجا بودند قطره ها که ببارند بر تن  داغ  شما  و نسوزد پوستین رُستمان این شهر؟ کجا بود صدای مهیب صاعقه ای که بترساند …

تو

.من کاوشگر جسم و روح تو اَم دستهایم را لایِ جنگل موهایت می برم و هزاران قناری از آن بیرون می کشم که شادمانه …